بررسی زندگی سیاسی اعظم طالقانی

adminNovember 1, 2019

<p>عکس از خبرگزاری تسنیم</p>

اعظم طالقانی در سی سال گذشته هر قدمی که برداشت دردناک بود اما هرگز از پا ننشست.

در سال‌های اخیر حضور سیاسی او کم‌رنگ‌تر شده بود اما هنوز آن‌قدر تأثیرگذار بود که با حضور خود برای ثبت‌نام ریاست جمهوری خوانش ناعادلانه شورای نگهبان از «رجل سیاسی*» را به چالش بکشد.

 تکیه او بر سابقه پنجاه سال مبارزات سیاسی بود که از قبل از انقلاب اسلامی آغاز و تا آخرین روزهای حیات او ادامه داشت.

اعظم طالقانی فرزند آیت‌الله محمد طالقانی است که از مؤسسین و بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی بود. چهره‌ای که شاگردان زیادی تربیت کرد و در بسیاری از موارد نظراتش با آیت‌الله خمینی در تضاد بود، هرچند فرزندانش با سید حسن خمینی و خانواده‌اش روابط دوستانه‌ای دارند.

محمود طالقانی از دو همسر خود صاحب ده فرزند بود که قبل از انقلاب اسلامی به علت مبارزات پدر درگیر فعالیت‌های سیاسی بودند. حتی برخی اعتقاد دارند حکم حبس ابد اعظم توسط دادگاه نظامی به علت این بود که به پدرش که او هم آن زمان زندانی بود فشار بیاورند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

فعالیت‌های سیاسی خانواده طالقانی را باید به دو بخش قبل و بعد از مرگ پدرشان تقسیم کرد. محمود طالقانی در اوج قدرت و تأثیرگذاری سیاسی در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ درگذشت. خانواده و نزدیکان او معتقد هستند که مرگ ایشان طبیعی نبود هرچند جلوی کالبدشکافی گرفته شد و هرگز دادرسی برای تعیین علت مرگ انجام نشد.

حیات سیاسی اعظم طالقانی بیشتر از آنکه به رابطه پدر و فرزندی مربوط باشد، استاد و شاگردی بود. در طول مدت زندان ملاقات هفتگی با پدر زندانی‌اش داشت که تأثیر زیادی بر اندیشه‌های او گذاشت. ازجمله تأکید بسیار او بر روش‌های شورایی حکومت.

راه و رسم آسان‌گیر پدر در شرعیات و مناسبات مذهبی را نیز بسیار پسندید. معروف است که می‌گفتند «آیت‌الله بازرگان» از «مهندس طالقانی» مذهبی‌تر است. اعظم طالقانی رویه پدر را ادامه داد درعین‌حالی که خود در رعایت شعایر دینی بسیار سختگیر بود. این رویه مدارای مذهبی یکی از مشخصات اعضای نهضت آزادی بود.

این حزب سیاسی ادامه راه احزاب قدیمی‌تر مانند جبهه ملی بود. «ملی-مذهبی»های ایران عموماً افرادی تحصیل‌کرده در خارج از ایران، معتقد به مبانی دینی و علاقه‌مند به مباحث روشنفکری بودند.

افرادی چون مهندس بازرگان، ابراهیم یزدی و دیگران اعتقاد داشتند می‌شود در ایران نظام مبتنی به رأی و نظر مردم را بنا نهاد و درعین‌حال این نظام می‌تواند اسلامی هم باشد؛ اما اسلامی که مدنظر آن‌ها و افرادی همچون علی شریعتی بود با اسلام فقهی و حکومت ولایت مطلقه فقیه که در ایران برقرار شد در تضاد بود.

آقای طالقانی اول انقلاب از نهضت آزادی خارج شد و اعلام کرد «اگر قرار باشد در چارچوب یک حزب به صحنه بیایم مردم با من راحت نیستند ضمن آنکه آنچه حزب به من دیکته می‌کند را باید عمل کنم.»

بلوغ در قرن انقلاب ها

جوانی اعظم طالقانی در فضای فکری روشنفکری دینی و قیام‌های انقلابی گذشت و در فاصله سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ یکی از چهار زن برگزیده در اولین دوره مجلس شورای اسلامی بود.

اعظم طالقانی دبیر کل «جامعه زنان انقلاب اسلامی» نیز بود. تأکید بر گزاره‌های دینی و اسطوره‌های مذهبی در تمام زندگی او پررنگ بود. از نام «پیام هاجر» و «پیام ابراهیم» برای مجله‌های منتشرشده به سرپرستی او گرفته تا نهاد خیریه کمک‌رسانی به زنان نیازمند.

تمام ارزش‌هایی که در دهه پنجاه و شست در ایران باعث می‌شد که افرادی همچون اعظم طالقانی، زنانی مبارز، پیشرو و الگویی برای دختران جوان به شمار بیایند در اواخر حیات او تغییر کرد. دختران جوان دیگر گوشی برای شنیدن پیام هاجر نداشتند و ابراهیم برای آن‌ها مردی بود که همسر جوان و نوزاد خود را در بیابان رها کرد.

دختران جوان فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور از نسل پیش از خود انتظار شفافیت آرا داشتند. اعظم طالقانی و همراهان فکری او در بسیاری از موارد همچون ارثیه برابر، مشارکت سیاسی زنان، قوانین مربوط به زنان در دادگاه‌ها، ازدواج و طلاق و چندهمسری صدها نامه و پژوهش و گزارش نوشتند و برای تغییر نظر مراجع مذهبی تلاش می‌کردند. اعظم حاصل ازدواج دوم آیت‌الله طالقانی بود اما برای محدود کردن حق مردان در ازدواج مجدد تلاش زیادی کرد.

بااین‌حال همراهی او با جنبش زنان پیشرو در ایران تا جای مشخصی بود. او نیز مانند بسیاری دیگر از روشنفکران دینی در چالش‌هایی چون سقط‌جنین، همجنسگرای، بی‌خدایی و سایر معادلات دنیای جدیدی که پیش روی آن‌ها بود در میان «دین توحیدی» و جامعه جوان و پرسشگر، از جریان اصلی اجتماع جا ماند.

کاهش تأثیرگذاری او در جریانات سیاسی دلیل دیگری نیز داشت. او و هم‌فکرانش مانند مهندس سحابی، احمد قابل، محمد بسته نگار، هاله سحابی و دیگران تنها از طرف فقهای قم و وفاداران به آیت‌الله خامنه‌ای تحت‌فشار نبودند. در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی دائماً درگیر زندان، دادگاه، توقیف نشریه، اخراج از محل کار و محرومیت از حقوق شهروندی بودند. تسلیت معصومه ابتکار در شبکه اجتماعی توییتر به مناسبت درگذشت او موجی از اعتراض را به همراه داشت. کاربران توییتر این چهره اصلاح‌طلب را به سودجویی از نام اعظم طالقانی متهم کردند درحالی‌که در زمان حیات او اجازه فعالیت سیاسی را به او نمی‌دادند.

مرگ هدی صابر در زندان و هاله سحابی در جریان مراسم تشییع‌جنازه عزت‌الله سحابی نیز تأثیری دردناک بر او داشت. در سال‌های اخیر بارها به علت بیماری مزمن در بیمارستان بستری شد و سرانجام به دلیل عارضه مغزی در ۷۶ سالگی درگذشت و در کنار استاد و پدرش محمود طالقانی علایی به خاک سپرده شد.

اصل ۱۱۵ قانون اساسی ایران می‌گوید رئیس‌جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي … انتخاب گردد.

روشنفکری دینی که از جریان اصلی اجتماع جا ماند
جمعه, نُوامبر 1, 2019 – 16:45

[ad_2]

منبع

Categories

Leave a comment

Name *
Add a display name
Email *
Your email address will not be published
Website